2020 Sep 19 امروز شنبه, ۲۹ سنبله سال ۱۳۹۹ مطابق به

login تماس با ما رساله های تحقیقی لینک های مفید برنامه های تلویزونی ماهنامه فقه اسلامی سوالات و جوابات دینی کتابهای دینی درباره ما صفحه نخست

تأثیر میراث فرهنگ و ثقافت میراثی در روش فکرم معاصر اسلامی قسمت دوم

2016-06-28 21:13:23

اول: دین اسلام عنصر و خصوصیت اول ثقافت اسلامی را می سازد. اسلام تأثیر عمیق و شامل بالای ثقافت مسلمانان وارد کرده است و ثقافت مسلمانان ثقافت اسلامی خالص است. مطالعۀ تاریخ ثقافت نشان میدهد که جمیع ثقافت ها به دین متأثر میباشند وحتی ثقافت معاصر غرب نیز متأثر به دین عیسویت است . بحث های که در موضوع ثقافت تا حال انجام یافته است همه در این نقطه مشترک اند که ثقافت بدون دین وجود ندارد.

ترس جامعۀ اروپا از مهاجرت مسلمانان از بابت این است تا ثقافت دینی غرب به ثقافت دین اسلام متأثر نشود. صدر اعظم مجارستان در مصاحبۀ اختصاصی خود با روزنامۀ فرانکفورت الیجیمین زایتونج بتاریخ 2/9/2015 راجع به قضیۀ مهاجرین به اروپا بصراحت موضوع تأثیرات فرهنگ و ثقافت اسلامی را بالای فرهنگ و ثقافت دینی اروپا بحث کرد و گفت: اروپا غرق مهاجرین که عدد بزرگ شان را مسلمانان تشکیل میدهند شده است . سؤال در اینجا است که آیا اروپا قدرت آن را دارد تا ریشه های عیسویت را حفظ کند بدون شک مهاجرت مسلمانان به اروپا زنگ خطر برای مدنیت و ثقافت اروپا است و اروپا قدرت حفظ مبادی مسیحت را نخواهد داشت.
دوم: زبان عربی اساس دوم ثقافت اسلامی می سازد. زبان های که مسلمانان به آن مکالمه و مفاهمه دارند همه داخل زبان های اسلامی شناخته شده است و ثقافت اسلامی امروز از زبانهای متعدد تشکیل میشود.
سوم: ربانیت خصوصیت بزرگ ثقافت اسلامی است باین معنی که اعتقاد به خداوند جانب مهم ثقافت اسلامی را می سازد.
چهارم:اخلاق عنصر مهم و خصوصیت خاص از خصوصیات های ثقافت اسلامی است.
پنجم: کرامت انسانی خصوصیت ثقافت اسلامی است. احترام انسان ، رعایت کرامت انسان ، تکریم و حقوق سیاسی و اجتماعی و حریت دینی اجزاء مهم ثقافت اسلامی را میسازند.
ششم: ثقافت اسلامی جهانی است و به تمام بشر تعلق دارد.
هفتم: ثقافت اسلامی متنوع یعنی از انواع متعدد ساخته شده است مثل دین ، زبان ، ادبیات ، فلسفه ، علوم طبیعی ، علوم اجتماعی ، هنر های زیبا ، فقه ، عقائد و غیره.
با تمام زیبائی های که فرهنگ و ثقافت اسلامی دارد ، مسلمانان از آن فاصله گرفته اند و سبب فاصله داشتن مسلمانان از فرهنگ و ثقافت آن است که تا هنوز دین جزء فرهنگ مسلمانان نشده است و به عبارت دیگر فرهنگ جزء دین ودین جزء فرهنگ مسلمانان نیست بطور مثال : پاکی بدن و روح و نفس یکی از خصوصیت های نماز است ، مسلمانان فکر کرده اند که پاکی بدن و روح و نفس فقط در وقت نماز میباشد و بعد از ختم نماز پاکی روح و بدن معنی ندارد. حجاب بالای زن مسلمان فرض است و زن مسلمان در وقت نماز خواندن نماز اگر تنها هم باشد باید سرخود را بپوشاند اگر این این روش داخل فرهنگ و ثقافت مسلمانان می شد در اینصورت زن مسلمان با فرهنگ اسلامی یکجا بزرگ شده حجاب را در اوقات غیر نماز نیز احترام و تطبیق میکرد لیکن چون حجاب داخل فرهنگ جامعه نیست لذا حجاب یک عمل غیر فرهنگی و مردم به فرضیت آن معتقد نمی باشند و اگر معتقد به فرضیت آن نیز باشند معتقد باین نیستند که جزء از فرهنگ است.
خرافات ثقافت و فرهنگ اسلامی را صدمه زده است. مسائل و موضوعاتی داخل فرهنگ و ثقافت اسلامی گردیده که اصل اسلامی ندارد و متأسفانه جزء از ثقافت و فرهنگ اسلام شناخته شده است. گذشته گان ما میراث بزرگ ثقافت و علم و فرهنگ و هنر و تربیت و اخلاق را از خود بجا گذاشته اند و تاریخ اسلامی قرنهای اول آن همه اش خیر و برکت و علم و ادب و فرهنگ و ثقافت بود اما در مرور زمان موضوعات غیر حقیقی داخل ثقافت اسلامی راه یافت که در نتیجه آن خرافات و انحرافات بوجود آمد و خرافات باندازۀ در فرهنگ و ثقافت نفوذ کرد تا اینکه ساحۀ عبادات و اخلاق و حتی احکام و مسائل فقهی و اخلاقی و اعتقادی و عرفان و تصوف اسلامی را متضرر ساخت.

دکتور خزعل الماجدی در بحث خود از خرافات که آنرا بنام « اسطورة» یاد میکند می نویسد: اسطوره به اشیاء بسیار بزرگ وعظیم اطلاق میشود. در تعریف اسطوره می نویسد: خرافات یا اسطوره «حکایت إله» است واین إله ارتباط به جهان خیال و خرافات و ادیان گذشته بشکل خاص دارد. با اینکه اکثر دانشمندان اسطوره را بنام خرافات و قصه های خیالی و دور از حقیقت تعریف میکنند اما دکتور الماجدی خرافات را در تعریف اسطوره غیر صحیح می داند.

فکر معاصر اسلامی در بسیاری از موارد روش های گذشته را متابعت و تعقیب می کند ومثال های که مسلمانان برای حل مشکلات امروزی می آورند عموما مثالهای قرنهای گذشته است که در شرایط موجوده قابل تطبیق نیست. مسلمانان معاصر زیادترین وقت خود را به مسائل تاریخی داده اند ولی با تأسف در مطالعۀ تاریخ علت و اسباب و مشکلات که جوامع اسلامی را در گذشته تهدید می کرد بحث نمی شود و مسلمانان در مطالعه و تحقیقات علم تاریخ خصوصا تاریخ فکر و سیاست مساحت بزرگ را به کشف حقائق فرهنگ و ثقافت در تاریخ نمی دهند و جامعه را مشغول به گذشته ای غیر مفید می سازند. این روش سبب آن شد تا مسلمانان واقعیت های معاصر را فراموش و به گذشته مشغول باشند و حل مشکلات معاصر را به حلول گذشته معالجه و حل و بررسی نمایند.

مشکل روش فکر اسلامی معاصر را در موضوع فرهنگ و ثقافت دکتوره فاطمه نجا بررسی و تحقیق کرده می نویسد: زمانیکه مسلمانان دین را فراموش کردند و مشغول دنیا شدند ضعیف گردیدند و جدائی و تفرقه جای اتحاد و همکاری را گرفت و مسلمانان عظمت و قدرت خود را از دست دادند و ضعف مسلمانان سبب شد تا دشمنان اروپائی حملات نظامی و فرهنگی و ثقافتی را علیه مسلمانان براه اندازند که در تاریخ اسلامی بنام جنگهای صلیبی یاد میشود و این جنگها دو قرن مسلمانان را مشغول ساخت .
دکتوره فاطمه نجا اسباب ضعف فکری و انحراف فرهنگ و ثقافت و سائر مشکلات مسلمانان را در دوری از دین و مشغول بودن به امور دنیا می داند و در کتاب خود اوضاع سیاسی و اجتماعی مسلمانان معاصر را بحث نمی کند و اسباب و علل معاصر که فرهنگ اسلامی را صدمه داده در مورد آن توجه عمیق ندارد.
مسلمانان معاصر لازم است تا اسباب حقیقی ضعف مسلمانان را بحث و تحقیق نمایند و راه حل مشکلات را جستجو و نکذارند تا تجربه های گذشته تکرار شود. بطور مثال مسلمانان عبدالله بن سبأ یهودی را که از روی منافقت مسلمان شده بود سبب سقوط خلافت اسلامی میدانند اما از مشکلات داخلی مسلمانان بحث نمی کنند. پیروان فکر معاصر اسلامی از خود سؤال کنند که چطور ممکن شد یک شخص یهودی موفق شد تا دو خلیفه بزرگ اسلام حضرات عثمان و علی رضی الله عنهما را به شهادت برساند و خلافت اسلامی را در موجودیت بهترین صحابه سقوط دهد؟ مسلمانان از نقش و برنامه های استعمار غرب در سقوط دولت عثمانی حرف می زنند و تمام مشکلات و بدبختی ها را به اروپائی ها نسبت میدهند و اما از مشکلات داخلی دولت عثمانی حرف نمی زنند و از عقب ماندگی سلطنت عثمانی از مدنیت معاصر که عامل مهم در سقوط دولت عثمانی است سکوت میشود.
مجاهدین و رهبران احزاب اسلامی افغانستان روسیه و امریکا را عامل بدبختی و فساد در افغانستان می دانند لیکن از مشکلات سیاسی و اختلافات فکری و قومی و نژادی و عدم فعالیت دولت افغانستان و سکوت دانشمندان و عقب گرائی علماءحرف نمی زنند. اشغال افغانستان را توسط قوای ناتو و امریکا تقبیح می کنند لیکن جنگهای داخلی را بین گروه های اسلامی که اشغال را آماده ساخت و از همکاری یک گروه از مجاهدین با قوای خارجی سکوت میشود. از مداخلات همسایه ها زیاد حرف زده می شود لیکن از وجود پایگاه های نظامی کشور های غیر اسلامی سکوت می شود. از فعالیتهای جامعه ای مدنی وسیکولرها و حتی باز گشت کمونستها انتقاد می شود لیکن از عدم فهم در تطبیق شریعت اسلامی در دوران حکومت مجاهدین و طالبان و حتی در دوران حکومت تحت حمایت غرب سکوت میشود.

ضعف فرهنگ و ثقافت اسلامی تا آنجا پیش رفت که مسلمانان معاصر توان مقاومت را در برابر تهاجم ثقافت و فرهنگ غرب از دست دادند و ثقافت و فرهنگ غرب با استفاده از نا توانی مسلمانان توانست فرهنگ معاصر اسلامی را صدمه زند. ضعف ثقافت و فرهنگ معاصر اسلامی اسباب و عوامل متعدد دارد و مهمترین عامل آنرا علامه شیخ محمد الغزالی به عبارات ذیل خلاصه میکند:
1ــ سوء فهم از اسلام و عدم برنامه سازی و اشتباه در تطبیق برنامه ها مثلا آنچه باید در مقدمه باشد در آخر و آنچه باید در آخرباشد در مقدمه آورده می شود. نشر خرافات باسم دین مانند قرائت صحیح البخاری در اوقات مشکلات و غیره فرهنگ اسلامی را صدمه داد.
2ــ ثقافت اسلامی قوت و غذاء فکری و روحی برای امت اسلامی است اما متأسفانه خلل و بی نظمی در ثقافت اسلامی راه یافت و مسلمانان فاقد تغذیه فکری و روحی شدند.
3ــ ناتوانی مسلمانان در تجدید ثقافت اسلامی و تسلیم شدن به فرهنگ و ثقافت غرب بدون مقاومت .
4ــ عقیم یا عاجز ماندن مؤسسات علمی مثل پوهنتون و مراکز فرهنگی در سهم گیری به فرهنگ و تقویت و حمایت ثقافت اصیل اسلامی. تحقیقات علمی نشان میدهد که سالانه دو ملیون بحث علمی در جهان صورت می گیرد و از آنجمله صد هزار تحقیق علمی به طبع میرسد و در بین همه تحقیقات که طبع میشود نصیب و حصۀ مسلمانان سه در صد است.
5ــ عدم توجه به مطالعات و تحقیقات در ساحۀ اسلامی و عدم حمایت از فکر وسط و معتدل اسلامی.
6ــ توقف اجتهاد در مسائل فقهی و عاجز ماندن فقهای اسلام در معالجۀ مشکلات معاصر مسلمانان خصوصا در مسائل معاملات وحتی عبادات.
7ــ فقر و ناتوانی اقتصادی جامعۀ علمی در جهان اسلام و بصورت کل فقر و ناتوانی جوانان مسلمان سبب عدم تقدم و پیشرفت علمی خصوصا در ساحات فرهنگ و ثقافت اسلامی است.
8ــ منع زنان از تعلیم و حتی مانع حضور زنان در مساجد در نتیجۀ این عمل نصف جامعۀ اسلامی از تعلیم و ثقافت و فرهنگ اسلامی محروم شدند.

مخاطب کردن مردم به روش کهنه و زبان و ادبیات قدیم نیز یکی از مشکلات فکر معاصر اسلامی است. مسلمانان باید از روش و اسلوب جدید و ادبیات و اصطلاحات معاصر در بیان حقایق و رسانیدن آن به مردم استفاده کنند و در بدل عاطفه و احساسات عقل انسان را مخاطب سازند. قبول نقد ذات و اعتراف به اشتباه و خطأ و استفاده از دروس تاریخ و تجریه های گذشته گان و غیر مسلمانان دوست و دشمن مسلمانان معاصر را به حقیقت زندگی نزدیکتر می سازد و مانع تکرار اشتباهات تاریخی می شود.

روش تعلیم و تربیت در مکاتب و پوهنتونهای جهان اسلام روش بسیار قدیم است. اساس روش تعلیم را حفظ نصوص اسلامی و غیر اسلامی می سازد به عبارت دیگر طلاب مدارس دینی فقط مشغول حفظ قرآن کریم و احادیث و اقوال امامان مذاهب هستند و اکثراً اجازه ندارند اقوال بزرگان را نقد کنند و نصوص شرعی را تفسیر معاصر نمایند و یا با نظریات و آراء امامان مذاهب مخالف باشند این روش مانع رشد و ارتقای فکری دانشجویان گردیده است. در اکثر مدارس در جهان اسلام شخصیت فرهنگی شاگرد مورد توجه نیست.

ضعف فرهنگ و ثقافت در جهان اسلام زمینه را برای نمو و نشر فرهنگ و ثقافت های غیر معقول آماده ساخت و فرهنگ و ثقافت نا معقول مشکلات مسلمانان را در تمام ساحات زندگی بیشتر ساخت. مهمترین نتیجۀ ضعف فرهنگ و ثقافت اسلامی بوجود آمدن یا ظهور فلسفه های جدید فکری و عقائدی و مذهبی و روش فقهی جدید است . فقه جدید را علماء دربار به امر امراء و سلاطین ساختند و در نشر افکار جدید زیر عناوین اسلام از جهل امت و سکوت علماء و خیانت درباریان استفاده شد. فقه سکوت و قبول استبداد سیاسی زیر نام عدم خروج علیه امام و زمامدار فاسد و ظالم سالیان متمادی مسلمانان را رنج داد و جامعۀ اسلامی غرق در فساد اخلاقی وسیاسی شد و مسلمانان تصور کردند که اسلام در مورد سیاست سکوت کرده است . عدم رشد فقه سیاسی و به وجود آمدن فقه اطاعت و فقه قبول حاکم متغلب و سکوت در مقابل ظالم و خاموشی در مقابل استبداد و اشغال نظامی و سیاسی عامل مهم در تغییر فرهنگ و ثقافت اصیل اسلامی است.برای مطالعۀ بیشتر مراجعه شود به :فضل غنی مجددی ، روش فکر معاصر اسلامی .


برگشت به صفحه نخست