2019 Jun 24 امروز دوشنبه, ۳ سرطان سال ۱۳۹۸ مطابق به

login تماس با ما رساله های تحقیقی لینک های مفید برنامه های تلویزونی ماهنامه فقه اسلامی سوالات و جوابات دینی کتابهای دینی درباره ما صفحه نخست

ثوابت و متغیرات

2019-01-04 00:00:29

برای مسلمانان واجب است تا به چند نقطه توجه داشته باشند:
اول :اعتقاد کامل و یقین صادق که مصدر و منبع خیر، الهی وحی است که شامل دو مصدر و منبع میباشد: کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم .
دوم :ایمان داشتن به اینکه شارع امر نکرده به چیزی که به مصلحت انسان نباشد و منع نکرده مگر اینکه به مصلحت بشر باشد.
سوم:ایمان داشتن که شریعت اسلام برای هر زمان و مکان قابل اجراء و تطبیق میباشد.
چهارم: باورمند بودن که دین همه اش خیر و عدل و رحمت است.
پنجم: هدف و مقصد از شریعت ایجاد مشکلات و مکلف کردن انسان بالاتر از طاقت اش نیست و خداوند انسان را بالاتر از قدرتش مکلف نساخته است.
إن الدین عند الله الاسلام: عده باین باور هستند که که اسلام فقط دین است این تصور فکر به دلیل عدم فهم کامل از مضمون و حقیقت اسلام است . اسلام معنی وسیعتر را نسبت به مفهوم دین دارد، اسلام دین و دنیا ، عبادت و معامله ، عقیده و شریعت،فرهنگ و ثقافت است و تمام امور زندگی انسان را شامل میباشد.
فقهاء و وصولی ها (دین) را یکی از ضروریات پنجگانه شریعت می دانند. اسلام برای حفظ چند اصل آمده: دین،نفس،عقل،نسل و مال و عدۀ شرف را نیز به آن اضافه میکنند.

ثوابت و متغیرات :
حرف و سخن در قضیه ثوابت و متغیرات در عصرحاضر فوق العاده زیاد شده است و دلیل آن تغیرات بزرگ و عمیق است که در زندگی مردم پیش آمده است، اشیایی امروز بوجود آمده که در گذشته وجود نداشت اما امروز جزء زندگی شده. مشکل در بحث و تحقیق اشیاء جدید اکثر محققین و دانشمندان را به تشویش ساخته و متأسفانه مرجع علمی و تخصصی که همه امت اسلامی را جمع کند وجود ندارد لذا هر شخص بدون اینکه دقت نماید در این مورد حرف میزند و این روش بی نظمی فکری را بوجود آورده است. خطر بزرگ که ساحۀ ثوابت را متوجه است این استکه عدۀ می خواهند دائره ثوابت را کوچکتر و دائره متغیرات را وسیع تر سازند و دلیل شان تغیرات بزرگ است که در جامعه انسانی رخ داده و در این حالت ثوابت قربانی متغیرات می شود.

مصدر ثوابت:
مصدر و اساس اولی دین اسلام (کتاب الله)یعنی قرآن کریم و سنت رسول الله است و در جوار این دو اصل آنچه امت اسلامی به آن اجماع کرده اند میباشد. هر تغیر که رخ میدهد مرجع آن قرآن کریم و سنت میباشد، به دلیل اینکه قرآن کریم و سنت نبوی دو اصل ثابت است و لیکن عدۀ متأسفانه باین عقیده رفته اند که عقیده ثابت و شریعت متغیر است .
در معجم مقاییس اللغة (ثبت) معنی دوام شئ را میدهد.ثوابت جمع ثابت و ثابت در ادبیات زبان به معنی راسخ و مستقر و غیر متحرک که قابلیت تغیر را ندارد. ثبت شئ یعنی ثابت بودن آن.
همچنان در تعریف ثوابت آمده: ثبات یا ثابت ضد زوال و نابودی . معانی که برای ثبات در فرهنگ زبان آمده دلالت به معنی دوام و استقرار است و ممکن است دوام مطلق باشد و یا نسبی.
از تعریفات فوق استنباط می شود که احکام اسلام دارای دو شعبه یا دو شق است:شق ثابت که قابل تغیر نیست مثل اصول اسلام از اعتقادات و عبادات و اصول محرمات و شق دوم متغیر که در مورد آن نظریات اجتهادی متعدد میباشد وشرط نظریات اجتهادی آن است که از طرف شخصی صادر شود که آهلیت آنرا داشته باشد.
ثوابت در اصطلاح : در اصطلاح ثوابت یعنی بطور دائم و غیر قابل تحول و تغیر که عکس آن متغیرات است. عدۀ از فقهاء ثوابت را در شرع می آورند و می گویند ثوابت امور قطعی و مسائل اجماع که مخالفت به آن نوع از انواع شذوذ و تزلزل است.

مجالات ثوابت :
1- قضایای چون الوهیت ونبوت و جزاء که به نص ثابت وصحیح است و امت اسلامی آنرا قبول و پذیرفته است.
2- اصول عبادات مثل:نماز ، زکات ، روزه ،حج و بعض علماء جهاد را نیز اضافه می کنند.
3- اساس اخلاقیات مثل فضائل و رذائل که نصوص شریعت به آن اتفاق دارد.
4- مقاصد کلی شریعت.
5- اساس احکام معاملات مثل:میراث، خانواده،قصاص وحدود و آنچه به حلال و حرام تعلق دارد.
6- هر آنچه که صفت عموم را در شرع دارد و به زمان و مکان وعرف جامعه متأثر نمی گردد.

اصول ثوابت:
1- نص صریح قطعی الثبوت و قطعی دلالت که اجماع متیقین آنرا تأیید کرده باشد.
2- عدم وقوع خلاف در مورد آن بین مسلمانان.
3- معلوم از ضروریات دین.
اصول عقائد نظر به زمان و مکان تغیر نمی کند و از اصول ثابت است. توحید ربوبیت ،الوهیت ، اسماء و صفات خداوند و شهادت دادن به آنکه حضرت محمد رسول الله است نیز از جمله ثوابت در دین میباشد.
مفاد ثوابت در حیات مسلمانان : ثوابت در زندگی مسلمانان اسباب اجتماع و جمع بودن است و امت اسلامی را از تشتت و تفرقه حفظ و به مرجع ومصدر واحد متحد می سازد.

متغیرات :مقصد از متغیرات موارد اجتهادی است و هر آنچه در مورد آن دلیل قاطع ویا نص صحیح و ثابت و اجماع صریح نباشد.ساحه و میدان و دائره متغیرات به مقارنه با ثوابت وسعت بیشتر دارد . نصوص ظنی دلالت در کتاب خدا و سنت رسول الله بیشتر است و در مواردی که در آن اجماع نباشد یا اجماع نشده باشد و در مورد آن دلیل قاطع نباشد در ساحۀ متغیرات می آید.
متغیرات سرمایه بزرگ فقهی است که امت اسلامی به آن افتخاردارد. اجتهاد در موارد که در آن نص صریح و قاطع در قرآن کریم و سنت نبوی نباشد انسان را به تفکر وادار می کند و سبب رشد فکری و عمق علمی می گردد. متغیرات جانب آسانی در اسلام است و زندگی مسلمانان را ساده و آسان و در هر زمان قابل صلاحیت می سازد. ساحۀ متغیرات رحمت و وسعت و رفع حرج از امت است . امام بن تیمیه می گوید: نزاع در احکام رحمت است بشرطیکه به شر نرسد. امام احمد از قول بعض علما می گوید: اجماع شان حجت قاطع،و اختلاف شان رحمت و وسعت است.
متغیرات باساس تغیر زمان و مکان و حالت مردم تغیر میکند و ممکن است رآی مجتهد در یک قضیه از یک وقت تا وقت دیگر تغیر کند.

مثال از ثوابت و متغیرات:
1- مراعات اختلاف روش های اجتماعی و عرف مردم: عرف و رسم و رواجها های اجتماعی همیشه در تغیر است احکام شرعی ثابت و تغیر و تبدیل را نمی پذیرد اما تغیر زمان و اختلاف مکان و عرف و ضروریات زندگی انسان را تغیرمی دهد و احکام نظر به مصلحت جامعه و فرد و عرف و احتیاجات مردم تغیر میکند.
مثلاً نفقه زن بالای شوهر و اولاد بالای پدر اصل ثابت است و اما مقدار آن را شریعت تعین نکرده و آنرا به عرف و ضرورت ها و قدرت اقتصادی شوهر گذاشته است.
حج از امور ثابت است و از فرائض اسلام میباشد و حکم آن ثابت است و حج رکن از ارکان ثابت اسلام شناخته شده است و اما شروط حج از ثوابت نیست و قابل تغیر میباشد. استطاعت ، امنیت شروط حج را می سازد و زن در شرایط امروز می تواند بدون محرم حج کند اما محرم بودن ثابت است لیکن شرایط عصر این ثابت را متغیر می سازد در حالیکه حکم ثابت حچ محفوظ می ماند.
قطع دست دزد حکم ثابت است، امام حضرت عمر در سال گرسنگی (عام المجاعة) دست دزد را قطع نکرد. عمر ثوابت دین را تغیر نداد اما شرایط وقت را مراعات کرد.
ضرورت فوق العاده و حالت اضطراری سبب میشود که انسان یک عمل حرام را انجام بدهد در حالیکه در حالت عادی از جملۀ محرمات و ثوابت است مثلا خوردن گوشت خوک در حالت اضطرار.
میراث از جمله ثوابت است و تغیر نمی کند. علماء پدر کلان را توصیه میکنند که حق نواسه ها را که پدرشان در حیات پدر خود وفات کرده اداء کند. این حکم بنام ( الوصیة الواجبة) یاد میشود و بالای پدر کلان حق نواسه ها را واجب میسازد.
ادامه دارد/


برگشت به صفحه نخست