2017 Dec 13 امروز چهارشنبه, ۲۲ قوس سال ۱۳۹۶ مطابق به

login تماس با ما رساله های تحقیقی لینک های مفید ماهنامه فقه اسلامی سوالات و جوابات دینی کتابهای دینی درباره ما صفحه نخست

سوالات و جوابات دینی

درج سوال جدید

تمامی سوالات و جوابات
سوال شماره: 12
سلام!

ظاهراً معلوم می شود که بدن یک انسان دارای سه عنصر می باشد:
1. روح
2. عقل
3. نفس
از دیدگاه اسلام این سه عنصر چه تعریف دارند؟
کدام یکی از این عنصر نقش تصمیم گیرنده یا نقش ماستر را انجام میدهد؟
کدام عنصر سبب گناه یک مسلمان می شود یعنی در انجام دادن کار های زشت کدام عنصر نقش بیشتر دارد؟
آیا نفس معادل شیطان نیست؟
ایا این سه عنصر به الکترون، پروتون و نیوترون ارتباط ندارد؟
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

اسلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
عقل ، روح و نفس سه موضوع فوق العاده مبهم و مهم و قابل تألم است که به بحث طولانی ضرورت دارد . شما سؤال کرده بودید که انسان از کدام این عنصر مسئولیت می پذیرد . خواهشمندم در صفحه اول این سایت مراجعه فرماید من بقدر توان بشری خود بطور خلاصه توضیحات می دهم .برای معلومات بیشتر به این مضمون رجوع نماید: http://www.islaminfo.one/article.php?article=36
تشکر

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 11
يك سوال من راجع به نماز قصر اسست.
اگر كسي براي يكروز به ميله يا مهماني در مسافه ٦٠٠ كيلومتري برود با فاميل و شب در هوتل باشد، آيا نماز را قصر بخواند يا چون فاميلش همراهش است نماز را مكمل بخواند.

با احترام
با احترام
عمر

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
بلی ! اگر انسان از منزل خود به مسافه 80 یا زیادتر از آن سفر کند به هر نیت که باشد باید نماز را قصر بخواند . وسیلۀ سفر ، اقامت در هوتل ، بودن یا نبودن خانواده سبب نمی شود که مسلمان نماز را قصر نکند . خواندن نماز مکمل در سفر جواز ندارد .
مدت سفر در بین مذاهب تفاوت دارد . در بعض مذاهب ده روز و در بعضی دیگر تا بازگشت به منزل است .
نوت : اگر شخصی برای وظیفه و کار هر روز این مسافه را طی میکند نباید نماز را قصر کند. و الله اعلم

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 10
خداوند شما را اجر فراوان در برابر زحمات تان نصیب کند. اما سوال من:
در امورات سیاسی یک حاکم یا ریس جمهورمسلمان بر تطبیق کامل احکام اسلامی پافشاری نماید (هرچند دست آوردی سیاسی در پی ندارد) یا از راه سازش و جدی نگرفتن احکام اسلامی و به دست آورد های سازش ارزش دهد؟

با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
اولا باید شرایط تطبیق احکام اسلامی را از منطور اسلامی بدانیم و بعد از آن در مورد سؤالی که شما مطرح نموده اید تحقیق شود. احکام اسلامی زمانی قابل تطبیق میباشد که کشور اسلامی مستقل و تحت اشغال نباشد و زمامداران نمایندگان واقعی مردم باشند و عدالت اجتماعی و امنیت در کشور مستقر باشد . در صدر اسلام خصوصا در عهد خلیفۀ دوم حضرت عمر رضی الله عنه حکم قطع دست دزد در سال قطعی توقف کرد و خلیفه زمین های فتح شده ای عراق را حاضر نشد بین فاتحین تقسیم کند و در تقسیم زکات حق مؤلفة القلوب را نداد .
سازش در قوانین ثابت اسلام نا ممکن است اما در قوانین غیر ثابت که اکثر قوانین اسلامی را می سازد ممکن است و در فرهنگ اسلامی ما عنوان « السیاسة الشرعیة » داریم که این سیاست فعلا در نتیجۀ عقب گرائی مسلمانان غائب است . برای رسیدن به اهداف عالی اسلامی در صورتیکه دولت اسلامی پلان واضح برای آینده داشته باشد سازش بشکل مؤقت مانع در آن نیست اما اگر سازش بدون پلان گذاری باشد و اهداف نا معلوم باشد در بدل منفعت ضرر بیشتر برای امت اسلام و دولت و سیاست اسلامی وارد میکند که متأسفانه نظامهای سیاسی قائم در جهان اسلام فاقد استراتیجی برای آینده هستند . سازش که شما از آن در سؤال خود نام گرفته اید زمانی مفید است که استراتیجی دولت واضع باشد و حمایت مردمی را داشته باشد . در شرایط افغانستان دولت مرکزی فاقد صلاحیت های کامل سیاسی و اداری است و استراتیجی و پلان گذاری بدست دیگران میباشد لذا هر نوع سازش در دراز مدت به ضرر وحدت اسلامی و نظام سیاسی کشور خواهد بود . در تحت شرایط خاص زمامدار باید به ملت مراجعه کند و از ملت کمک بخواهد .


با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 9
سلام و احترامات خدمت جناب عالي قدر مجددي صاحب اقديم ميكنم.

و همچنان جهان سپاس از خدمات تان و ويب سايتي islaminfo الله متعال سعادت دنيا و آخرت را نصيب تان كند.

يك سوال در باره طلاق داشتم كه اگر كسي از عصبانيت يا در جنگ خانمش را سه بار طلاق بگويد آيا يك طلاق رجعي واقع ميشود و ميتواند كه رجوع كند يا سه طلاق واقع ميشود ؟

اميد كه در زمينه پاسخ و معلومات بدهيد و از لطفتان قبلاً تشكري مينماينم.
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
طلاق یک موضوع مهم در عصر حاضر است خصوصا که اکثر جوانان معلومات صحیح از الفاظ طلاق و نتائج آن ندارند . نظر به شرایط زمان و مکان و حالت جامعه علماء قوانین را وضع کرده اند . در گذشته های زیاد گفتن سه طلاق را در یک مجلس و یک وقت طلاق حساب میکردند اما از چند قرن باین طرف با استفاده از اجتهادات امام ابن تیمیه رحمة الله علیه علمای اسلام سه طلاق را در یک مجلس یک طلاق حساب میکنند و شوهر میتواند با زن خود بدون نکاح یکجا شود اما یک چانس را از دست میدهد . اگر این حالت بار دوم تکرار شود زن و شوهر با تجدید نکاح و مهر جدید میتوانند با هم یکجا شوند . و در حالت سوم یعنی مرتبه سوم طلاق واقع شده زن و شوهر با هم در صورتی یکجا شده میتوانند که زن در نکاح شخص دیگر بیاید و اگر شوهر دوم او را طلاق بدهد یا وفات کند بعد از سپری شدن عدت دوباره میتوانند با هم نکاح کنند .
نوت : در قوانین مدنی ازدواج نیت طلاق نزد طلاق دهند مهم است و همچنان طلاق در حالت عصبانیت و جنون و کسی که نداند چه میگوید و یا جوانی که فهم کامل از کلمات طلاق نداشته باشد طلاق حساب نمیشود .
مهربانی کرده برای معلومات بیشتر به کتاب « مشروع قانون الأحوال الشخصیة » تألیف علامه مصطفی الزرقا و کتاب « خانواده در اسلام » از اینجانب و کتاب « فتوا های معاصر » در همین سایت مراجعه فرماید .

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 8
سلام محترم کارکنان صفحه فرهنگ و ثفاقت اسلامی! واقعاً از زحمات تان در صفحه مفیدتان برخوردار می شویم.سوال من قرار ذیل است:
شخصیکه بارها حتی بعضی اوقات روزانه مسلمانان دیگر را (یعنی شعیه ها را) تکفیر میکند و کافر میگوید، آیا پشت سر این شخص تکفیر کننده نماز خواندن صحیح است و یا نما خود را به تنهایی بخوانم. چون شخص متذکره ناخواسته در مجالس پیش نماز میگرددو مردم را نماز جماعت میدهد؟

با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
تکفیر مسلمان از جمله گناهان کبیره است و کسیکه انسان مؤمن را تکفیر میکند از جملۀ أهل نفاق به حساب می آید . علماء عقیده برین دارند که اگر 99 فیصد اعمال انسان غیر ایمانی باشد و یک فیصد عمل انسان ایمانی باشد به مؤمن بودن حکم می شود . رسول اکرم صلی الله علیه و سلم میفرمایند که ما به ظاهر امر حکم می کنیم و خداوند باطن را میداند .
ما حق نداریم قلب انسان را شگاف نمائیم تا بدانیم که مؤمن است یه نه .
در قسمت دوم سؤال شما که آیا به عقب یا امامت این شخص یا اشخاص انسان نماز جماعت را اداء کند یا خیر؟ از شما دعوت میکنم که در همین سایت فقه اسلامی شماره 228 ماه اگست را مطالعه فرماید موضوع امامت بحث شده است . برای شما بهتر است اگر در مسجد یا نماز جماعت حاضر بودید نماز را با جماعت بخوانید زیرا نماز انسان عقب هر انسان اگر فاسق نیز باشد صحت دارد . ما مسلمانان امروز ضرورت و احتیاج بیشتر برای اتحاد داریم . الله اعلم /


با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 7
من ازچند ملا شنيده ام كه همراه هرقطره باران يك ملايك ازإسمان فرود ميآيد اگر كدام قطره بدون ملايك برزمين برسد تندر ميگردد! آيا اين راست است؟

با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
امام محمد الغزالی معاصر مسلمانان معاصر را نصحیت میکند که از واعظین و کسانیکه در قبرستان ها موعظه میکنند در تحقیقات شان استفاده نکنند زیرا عموما موضوعات را بحث می کند که اصل ندارد و سؤال جناب شما در دائره همین مطلب میتواند باشد.

در سورۀ القدر می خوانیم : تنزل الملئکة و الروح فیها بإذن ربهم من کل امر. فرشتگان و روح ) جبرئیل ) پی هم در آن شب به اذن پروردگار شان برای انجام هر امری ( مطابق تقدیر و دستور خداوند ) نازل می شوند.
ملائکه به امر خداوند برای آنچه مکلف میشوند عمل میکند و ثابت است که در وقت طواف در ماه رمضان مبارک و در حلقه های علم و عبادت در روی زمین و مساجد نازل میشوند و در دعا های خیر آمین می گویند . بین تنزل و نزول فرق زیاد است . تتنزل یعنی در اوقات متعدد و مختلف البته به امر رب العزت ملائکه بزمین می آیند.
اما اینکه باران توسط ملائکه به زمین می آید صحت ندارد و هیچ دلیل از قرآن سنت در این مورد نیست . سنن الهی در کائنات غیر قابل تغییر و تبدیل است و از سنت های الهی است که باران در نتیجه عوامل طبعی صورت می گیرد و مسلمانان در چند قرن اول سنن الهی را می دانستند و دلیل پیشرفت علمی در جهان اسلام معرفت به سنن الهی در کائنات بود.
در مورد معرفت به سنن الهی مهربانی کرده به کتاب بنده بنام ( روش فکر معاصر اسلامی ) مراجعه فرماید .


با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 6
آيا ما بايد حتماً از يكى از مذاهب اربعه پيروى كنيم؟ و يا عالم ميتواند خودش قول صحيح را جوستجو كند؟ نظر تان راجع به سخن امام ابو حنيفه (رحمة الله عليه) چيست؟ كه فرمودند: اذا صح الحديث فهو مذهبي. تشكر
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
در مورد سؤال جناب شما استاد ما علامه دکتور یوسف القرضاوی این جواب را داده است : بلی تقلید غیر از چهار امام جواز دارد و اعتماد بر کتاب جایز است برای کسیکه قدرت اتکا بر کتاب و سنت را داشته باشد . از أهل فقه و أهل نظر باشد ، این چنین اهل فقه و نظر را حق است که اجتهاد کنند و تدقیق نمایند و دلائل را از کتاب و سنت استخراج بدارند و ترجیح بدهند قول اصح را و اینکه مراجعه به علماء ترجیح و علمائیکه أهل مقایسه و مقارنه میباشند بنماید، آنهایکه دلایل را با هم مقایسه می کنند و حالت قبول بهتر را بروی دلیل ترجیح می دهند. عالم چیزی را می گیرد و انتخاب میکند که پسندیده ترین در دین باشد و پذیرفته تر در فکر و عقل .ولی کسیکه لغت و زبان و علوم آنرا و دلالت های لغت و زبان را نمی داند و آنچه را که به قرآن و سنت از معارف و علوم متنوعه تعلق می گیرد نمی شناشد و مواضع اجماع و خلاف را تشخیص کرده نمی تواند و به اصول فقه و قیاس و قواعد تعارض وترجیح و غیره موارد و شروط اساسی اجتهاد را معلوماتی ندارد بر او فرض است که به اهل ذکر رجوع نماید و بر طبق رهنمائی آنها عمل بدارد .
قول امام ابوحنیفه که شما آنرا در قسمت دوم سؤال خود ذکر نموده اید نسبت آن به امام حنیفه صحت دارد . امام ابوحنیفه برای قبول هر نظر دلیل را می پذیرد و می گوید که کلام بدون دلیل قابل قبول نیست . اگرحدیث صحیح باشد قول امامان جای آنرا نمی گیرد اما به این شرط که انسان معنی و مفصد از حدیث را بداند و با احادیث دیگر در تعارض نباشد و حدیث موضوعی نباشد و مخالف به نص قرآن نباشد. مسلمانان که در غرب یا کشور های غیراسلامی زندگی دارند یک مذهب فقهی به تنهائی خود حل مشکلات شان شده نمی تواند.

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 5
سلام خدمت شما بزرگواران!
میخواستم بپرسم که آیا احادیث جمع آوری شده برادران اهل تشیع برای اهل سنت قابل قبول میباشد؟

با احترام
محمد غنی
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
حدیث در اصول و قواعد فقه امامیه به گفتار پیغمبر اسلام صلی الله علیه وسلم اطلاق می شود.
در فقه امامیه سنت واجب الاتباع است نه الفاظ حدیث. در نزد علماء و فقهای مذهب امامیه پیروی از حدیث مشکلاتی را دارد و نظر دارند که اگر به جای متابعت سنت بر اتباع حدیث تأکید شود ، مشکلاتی پیش خواهد آمد که راه حلی برای آنها پیدا نخواهد شد. علمای متأخر مذهب امامیه لفظ صحیح ( حدیث صحیح ) را بر حدیثی اطلاق کرده اند که سندش با نقل عادل امامی در تمام طبقات بطور متصل به معصوم برسد. اصول چهار گانه که مبنای کتب حدیث تشیع شده در واقع از عهد امیر المؤمنین علی علیه السلام تا عهد امام حسن عسکری که یازدهمین امام اثنا عشری است تدوین شده بود. تشیع معتقد است که احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را از طریق روایات اهل بیت او باید گرفت . شیعه در نقل حدیث عصمت را اصل اول می داند و به همین اساس و عقیده علمای شیعه احادیثی که بغیر از أهل بیت روایت شده باشد قبول ندارند .
أهل تسنن احادیثی را می پذیرند که سند و متن و راوی آن ثابت باشد و در روایت کننده معصومیت راشرط نمی دانند اما امانت و صدق و حافظه قوی را شرط می دانند و سلسله ای حدیث خصوصا در روایت قابل اهمیت است . تسنن هر حدیثی که متن و راوی و اتصال آن به صادق امین برسد قبول دارند . اگر احادیث که در کتب شیعه ثبت شده دارای همان صفات باشد که علمای حدیث سنت گذاشته اند در گرفتن آن مانع نیست .
خواهشمندم برای تفاصیل به دو کتاب مراجعه فرماید : مطالعۀ تمهیدی در فقه حنفی و جعفری توافق و تفاوت ، تألیف این جانب و مطالعۀ تمهیدی در سنت و حدیث نبوی از بنده که در همین سایت است استفاده بیشتر فرماید .

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 4
آیا نماز های سنت اختیاری است؟ یعنی اگر اداء نشود شخص مسلمان گهنه گار میگردد؟

با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمت الله و برکات!
تشکر از سوال تان!
سنت به دو قسم تفسیم می شود : مؤکده و غیر مؤکده . سنت های مؤکده آنرا می گویند که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در حیات خود آن ترک نکرده بودند . نماز های سنت که در مذهب حنفی و بطور عموم و در فقه تسنن درج شده عبارت است از : دو رکعت قبل از نماز فرض فجر . چهار رکعت قبل از ظهر و دو رکعت بعد از ظهر و دو رکعت بعد از مغرب و دو رکعت بعد از نمازعشاء . رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این سنتها را همیشه خوانده اند . یک روایت است که دو رکعت نماز سنت فجر قضائی دارد .
اگر کسی نتواند به دلایل مختلف نماز سنت را نخواند گناه کار حساب نمیشود لیکن بهتر است خوانده شود . نمازهای سنت و نفل آنچه در نماز های فرض نقص باشد آنرا تکمیل می کند .

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 3
آیا در جنگ بین مسلمان و کفار (در جهاد) اگر خانمها کفار بشکل غنیمت به دست مسلمانان می افتد میتوانند آنها را را به زور مجبور به نکاه کنند؟ یا میتوانند بدون نکاه همرایشان همبستر شوند؟
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمت الله و برکات!
تشکر از سوال تان!
در قانون جنگ در اسلام ، مسلمانان حق کشتن زنان و مردان غیر در جنگ و علمای دین غیر اسلام و کسانیکه در جنگ شریک نیستند ندارند و جنگ در اسلام اخلاقی است و فقط در حالت ضرورت و دفاع از نفس میباشد . زنان که در جنگ گرفتار میشوند امانت نزد مسلمانان باقی می مانند و بعد از رسیدن به صلح به خانواده های شان تسلیم داده میشوند . مسلمان حق ندارد اسیر را به نکاح خود بیاورد و نکاح نیست مگر به رضایت زن و مرد و بدون نکاح یکجا شدن حرمت دارد و زنا حساب میشود . در حالت جنگ اگر کسی با دختری بدون نکاح و زور نزدیک میشود بالای او حکم زنا تطبیق میشود و دختر از جرم مبراء است و بالایش حکم زنا تطبیق نمیشود .

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 2
آیا اگر به کسی کمونیست خطاب کنیم که او مسلمان باشد، آیا خطاب کننده خود کافر میشود؟
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمت الله و برکات!
تشکراز سوال تان!
نباید موضوعات قابل مناقشه را بین خود به کفر و ایمان برسانیم . در مورد بک حزب یا مجموع از مردم اطلاق کفر صحیح نیست میتوانیم در حق یک شخص این حکم را نمائیم یعنی نمی توانیم یک حزب را بصورت کامل کافر بگوئیم . بهتر است این سؤال را مطرح نمود که : به چه انسان داخل اسلام میشود ؟ انسان به قبول اسلام بصورت کامل داخل اسلام میشود و به انکار از اسلام بصورت کامل کافر یا مرتد می شود . در خطاب کفر باید مسلمانان بسیار احتیاط کنند و تا به دلائل قاطع ثابت نباشد این حکم را نباید کرد . ممکن شخص کمونست به گناه خود فهمیده باشد و توبه کرده باشد این وضعیت را باید مراعات نمائیم . کافر گفتن مسلمان از جمله گناهان کبیره است اما خطاب کننده کافر نمیشود باید توبه کند . الله أعلم /

با احترام
فضل غنی مجددی

سوال شماره: 1
آیا آیات که در کاغذ نوشته شده است با آیات که تلاوت می شود و یا روی صفحات کامپیوتر نوشته است همه آن در قدسیت همسان اند؟ آیا یک قاری که تمام قرآن را حفظ کرده است میتوان قرآن ناطق نامید؟
با احترام
برادر یا خواهر که نمی خواهد نامش نشر گردد

************************************************** جواب ***************************************************

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
تشکر از سوال تان!
بلی تمام آیات قرآن کریم که در کاغذ و یا کمپیوتر نوشته می شود همه یکسان قدسیت دارند .
کسیکه قرآن کریم را حفظ و یا تلاوت میکند او را قرآن ناطق گفته نمی توانیم و اما او را قاری و حافظ قرآن کریم گفته می توانیم .

با احترام
فضل غنی مجددی


برگشت به صفحه نخست